چهارشنبه ۳۱ مارس ۲۰۱۰

گاهی حس عجیبی در برم می گیرد که لذت بخش است اما ماندگار نیست. بینهایت آرامم و حتی اگر از سر ماجراجویی بخواهم این حس را به هم بزنم نمیشود. مثلاً معمولاً اگر با سرعت بالا و بیت بلند موسیقی رانندگی کنم، برایم مهیج است و ضربان قلبم هم کمی بالا می رود اما با این حس عجیب،نه تنها هیجان زده نمی شوم بلکه احساس میکنم در وانی پر از آب گرم دراز کشیده ام!! نسیمی را روی صورتم و گاهی پنجه های پاهایم حس می کنم که وجود ندارد و درست مثل هلیکوپتری که در هوا معلق می ماند میشوم منتهی بدون صدا!
بیشتر از یک سال پیش عزیزی این آهنگ را برایم گذاشت و تا کنون که بارها گوشش کرده ام، برایم کهنه نشده است.http://www.youtube.com/watch?v=Y839GKZ5obY